با افزایش درگیریهای نظامی در خلیج فارس، ایران با چالشهای جدی در زمینه تامین مواد غذایی روبرو شده است. اختلال در زنجیره تامین، افزایش هزینههای حملونقل و محدودیت در دسترسی به بنادر، نگرانیها را در مورد امنیت غذایی کشور افزایش داده است.
با تشدید درگیریهای نظامی میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران در مارس ۲۰۲۶، چشمانداز مواجهه با چالشهای جدید برای مردم ایران آشکار شده است. این بار، فشارها به جای مسیرهای نظامی مستقیم، از طریق اختلال در زنجیره تامین مواد غذایی اعمال خواهد شد. این وضعیت، نگرانیهای جدی را در مورد امنیت غذایی کشور برانگیخته است. بسته شدن مسیرهای دریایی، افزایش ریسک حملونقل و آسیب به زیرساختهای بندری، همگی عواملی هستند که پایداری تامین مواد غذایی را در هفتهها و ماههای آتی تحت تاثیر قرار میدهند.
ساختار تامین غذا در ایران، وابستگی شدیدی به واردات دریایی دارد. سالانه حدود ۲۵ میلیون تن کالای اساسی مانند گندم، ذرت، جو، سویا، روغن و شکر وارد کشور میشود که بیش از ۹۰ درصد آن از طریق بنادر جنوبی، بهویژه امام خمینی، شهید رجایی، بوشهر و چابهار، صورت میگیرد. این تمرکز، بنادر مذکور را به گلوگاههای حیاتی تبدیل کرده است. در حال حاضر، آسیب به زیرساختها، افزایش هزینههای بیمه و محدود شدن پوشش بیمهای، کارآیی این مسیرها را کاهش داده است. بنادر شمالی مانند انزلی و امیرآباد تلاشهایی برای جبران بخشی از کمبودها داشتهاند، اما به دلیل حمله نظامی به بندر انزلی و محدودیت ظرفیت و دسترسی، توانایی جایگزینی کامل مسیرهای جنوبی را ندارند. بنابراین، استفاده از مسیرهای زمینی بیش از گذشته مطرح شده است.\کارشناسان موسسه کپلر و سازمانهای بینالمللی مانند سازمان جهانی غذا، به بررسی این وضعیت پرداختهاند. ایشان بانو، کارشناس موسسه کپلر، با اشاره به ذخایر موجود ناشی از واردات گسترده در ماههای گذشته، معتقد است ایران برای چند ماه ذخیره غذایی دارد و تخلیه برخی محمولهها همچنان در خلیج فارس ادامه دارد. سامر عبدالجبار، مدیر منطقهای سازمان جهانی غذا، نیز بر اهمیت استفاده از مسیرهای جایگزین زمینی از طریق ترکیه، دریای خزر و قفقاز تاکید دارد، اما اشاره میکند که این مسیرها در بلندمدت پاسخگوی نیازهای ایران نخواهند بود. دادههای رسمی سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که تولید گندم در داخل کشور به بیش از ۱۲ میلیون تن رسیده است، در حالی که مصرف سالانه بین ۱۵ تا ۱۶ میلیون تن است. برای جبران این کسری و حفظ ذخایر، حدود ۲.۷ میلیون تن واردات انجام شده است، که وابستگی در این بخش را به حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد میرساند. وابستگی به واردات در حوزه نهادههای دامی بسیار بالاتر است. تولید داخلی ذرت کمتر از یک میلیون تن است، در حالی که نیاز کشور بین ۸ تا ۱۰ میلیون تن است؛ یعنی وابستگی نزدیک به ۹۰ تا ۱۰۰ درصدی وجود دارد. این وضعیت در مورد سویا و کنجاله سویا شدیدتر است، به طوری که تقریبا کل نیاز از طریق واردات تامین میشود. در بخش روغن خوراکی نیز، وابستگی حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد برآورد میشود. برنج وضعیت متعادلتری دارد، اما جو و شکر نیز وابستگی قابلتوجهی به واردات دارند.\با تشدید درگیریها، الگوی تردد کشتیها در خلیج فارس به طور محسوسی تغییر کرده است. این تغییرات، اختلالات جدی در مسیر حیاتی تجارت جهانی ایجاد کرده و شرکتهای بیمه دریایی بزرگ، منطقه را در فهرست مناطق پرریسک قرار دادهاند. در نتیجه، هزینههای بیمه و حملونقل به شدت افزایش یافته و در مواردی تا سه برابر رشد داشته است. بنادر جنوبی ایران، بهویژه امام خمینی و شهید رجایی، که نقش اصلی در واردات کالاهای اساسی را بر عهده دارند، تحت تاثیر تهدیدات امنیتی و ریسکهای عملیاتی، بخشی از کارکرد خود را از دست دادهاند. برخی از خطوط کشتیرانی بزرگ فعالیت خود را در این مسیرها محدود یا متوقف کردهاند. ایشان بانو معتقد است بندر امام خمینی، به عنوان مهمترین نقطه ورود غلات و نهادههای دامی، عملاً با اختلال جدی روبرو شده است. در هفتههای اخیر، عبور کشتیها از تنگه هرمز به حداقل رسیده است و بسیاری از شرکتهای کشتیرانی از ورود به منطقه خودداری میکنند. ادامه درگیریها میتواند فشارها را تشدید کند و افزایش هزینههای بیمه، ریسکهای امنیتی و اختلال در حملونقل کانتینری، وضعیت را پیچیدهتر کند. اگرچه مسیرهای جایگزین مانند چابهار در حال استفاده هستند، اما ظرفیت محدودی دارند و نمیتوانند به سرعت جایگزین کامل مسیرهای اصلی شوند. در کوتاه مدت، هنوز نشانهای از بحران فوری دیده نمیشود، اما ادامه درگیریها میتواند تامین غذا را با چالشهای جدی روبرو کند
امنیت غذایی ایران خلیج فارس واردات درگیری نظامی
